فیلم ترسناک

✎ نویسنده: رامین مجاب

📅 تاریخ نگارش: ۱۲ دی ۱۳۹۹

🕑 مدت‌زمان مطالعه: ۱ تا ۲ دقیقه


دوره دانشجویی یه شب یه فیلم با عنوان هاستل دیدم. ترسناک نیست، صحنه‌های خشن و چندش‌آور زیاد داره. خوابگاه کوی دانشگاه بودم و بیشتر وقتم رو در کتابخونه می‌گذروندم. خلاصه وقت زیادی برای فیلم دیدن نداشتم. برای همین هم هنوز نمی‌دونم چرا میون اون همه فیلم باید این رو می‌دیدم. البته رقیق ناباب هم بی‌تأثیر نیست. خلاصه فرداش احتمالاً برای کارهای پایان‌خدمتم رفتم سمت خیابون شریعتی. وسط راه سردردم شروع شد. من اگر سوماتریپتان رو بخورم، اما یه جای ساکت نخوابم، یه شالی هم دور پیشونی‌ام نپیچم، سردردم خوب که نمی‌شه هیچ، دیگه به داروی خوراکی هم جواب نمی‌ده. یا باید برم مسکن بزنم یا یکی دو روز درگیرش می‌شم (به قول ما پَلَچَم میشه). اون روز در حالت تهوع و استفراغ کنار خیابون گذشت. یادم نیست چطور خودم رو روسوندم خوابگاه. اون موقع‌ها مذهبی‌تر از الان بودم. کلی عذاب وجدان داشتم که به خاطر دیدن اون فیلم این بلا سرم اومد. خلاصه تصمیم کبری گرفتم که دیگه فیلم ترسناک و اینها نگاه نکنم. ولی خب، نشد و یه مدت بعد یه چیز دیگه دیدم. با هم‌اتاقیم رفتیم و نمی‌دونم کدوم نهاد کوی دانشگاه بود که فیلم پخش می‌کرد. جنایی بود. یه دختر دانشجو بود که تا جایی که یادم هست، استاد و هم‌کلاسی‌هاش و اینها رو کشت و فکر کنم آخرش هم کسی نمی‌فهمه کار این بود. اون شب هم تا صبح خواب‌های ترسناک می‌دیدم و بازهم به غلط کردن افتادم که دیگه فیلم وهم‌آور نگاه نمی‌کنم. آخرین باری که فیلم ترسناک دیدم، قسمت آخر فصل ۷ سریال بازی تاج‌وتخت بود. شبی که اون رو دیدم هم تا صبح مرده‌ها زده‌بودن دنبال‌مون و خانوادتاً داشتیم فرار می‌کردیم.


«تمامی حقوق محفوظ است»